... و خدایی که هنر را آفرید
بگو آمین... پست تا ابد ثابت لطفا در این پست فقط آمین بگویید و نظرات دیگر را در سایر پست ها برایم بگذارید. ۱. به هیچکس تاکید می کنم هیچکس و باز هم تاکید می کنم به هیچکس اعتماد کامل نکنید. ۲. اگر قادر به لذت بردن از بخشیدن نیستید، حتما انتقام خود را بگیرید. ۳. سعی نکنید اولین کسی باشید که حمله می کند، اما حمله اول شما باید کاری باشد. ۴. زنها هیچوقت گزینه مناسبی برای درد دل کردن نیستند درست برعکس مردها. ۵. در زندگی پررو باشید (ما نیستیم شما باشید). ۶. خجالتی نباشید (ما نیستیم شما هم نباشید). ۷. سعی کنید مرد و مردانه اشتباه خود را بپذیرید. ۸. بخندید! به هر چیز معمولی و کوچکی بخندید، آنقدر بخندید که دیگران فکر کنند شما دیوانه اید! ۹. همه توانایی خود را رو نکنید همیشه روز مبادایی وجود دارد. آی استار نوشت : ۱. به اینا عمل کنید ضرر نداره ۲. تازه براتون منفعت هم داره از "تن" تو -هر چقدر هم که قوی باشد- ترسی ندارند. از گاو که گنده تر نمی شوی، می دوشندت! از خر که قوی تر نمی شوی، بارت می کنند! از اسب که دونده تر نمی شوی، سوارت می شوند!، اما آنها فقط از "فهمیدن" تو می ترسند. چوبه دار بر پا می کنند، بیرون سلولم 25 دقیقه وقت دارم. 25 دقیقه دیگر، در جهنم خواهم بود. 24 دقیقه وقت دارم. آخرین غذای من کمی لوبیاست. 23 دقیقه مانده است. هیچ کس نمی پرسد چه احساسی دارم. 22 دقیقه زمان باقی است. به فرماندار نامه ای نوشتم، لعنت خدا به همه آنها. آه ... 21 دقیقه دیگر باید بروم. به شهردار تلفن می کنم، رفته ناهار بخورد. 20 دقیقه وقت دارم. کلانتر می گوید: ` پسر، می خواهم مردنت را ببینم.` 19 دقیقه مانده است. به صورتش نگاه می کنم و می خندم ... به چشم هایش تف می کنم. 18 دقیقه وقت دارم. رئیس زندان را صدا می زنم تا بیاید و به حرف هایم گوش دهد. 17 دقیقه باقی است. می گوید: ` یک هفته، نه، سه هفته دیگر خبرم کن. حالا فقط 16 دقیقه وقت داری. ` وکیلم می گوید، متاسفانه نتوانستم کاری برایت انجام بدهم. م م م .. 15 دقیقه مانده است. اشکالی ندارد اگر خیلی ناراحتی بیا جایت را با من عوض کن. 14 دقیقه وقت دارم. پدر روحانی می آید تا روحم را نجات دهد، در این 13 دقیقه باقی مانده. او از آتش و سوختن می گوید، اما من احساس می کنم که سخت سردم است. 12 دقیقه دیگر وقت دارم. چوبه دار را آزمایش می کنند، پشتم می لرزد. 11 دقیقه وقت دارم. چوبه دار عالی است و کارش حرف ندارد. 10 دقیقه دیگر مانده است. منتظرم که عفوم کنند ... آزادم کنند. در این 9 دقیقه ای که باقی مانده است. اما این که فیلم سینمایی نیست، بلکه ... خب به جهنم. 8 دقیقه دیگر وقت دارم. حالا از نردبان بالا می روم تا بر سکوی اعدام قرار گیرم. 7 دقیقه دیگر وقت دارم. بهتر است حواسم جمع قدم هایم باشد و گرنه پاهایم می شکند. 6 دقیقه دیگر وقت دارم. حالا پاهایم روی سکوست و سرم در حلقه دار ... 5 دقیقه باقی است. یالا عجله کنید، چیزی بیاورید و طناب را ببرید. 4 دقیقه دیگر وقت دارم. حالا می توانم تپه ها را تماشا کنم، آسمان را ببینم. 3 دقیقه باقی مانده. مردن، مردن انسان، براستی نکبت بار است. 2 دقیقه دیگر وقت دارم. صدای کرکس ها را می شنوم ... صدای کلاغ ها را می شنوم. 1 دقیقه دیگر مانده است. و حالا تاب می خورم و می ی ی ی ی رو و م م م م م .......... ناامیدی به سوی آسمان بلند می شد، به طبیعت نفرین می فرستادند. اگر زندگانی سپری نمی شد،چقدر تلخ و ترسناک بود. ای مرگ! تو مانند مادر مهربانی هستی که بچه خود را پس از یک روز طوفانی در آغوش کشیده، نوازش می کند و می خواباند. کیست که از شراب شرنگ آگین تو نچشد؟ تو فرستاده سوگواری نیستی، تو درمان دل های پژمرده می باشی. تو سزاوار ستایش هستی. و اکنون ناتوان و سرد، مرا در برابر تنهایی به زانو درمی آوری. آیا تو جلوه روشنی از تقدیر سیاه انسان های قرن مایی؟
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()

![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |




